جواهربازارجستجو
منوی دسته‌بندی محصولات
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ
جواهربازار
051  38793275 - 8
0915 520 17 68
0919 95 22 958
کوپن تخفیف

پدربزرگ

بازدید : 172
کد موضوع :
30569
ساجده
تهران / تهران
ساجده
اولین خرید : 1394/1/19
پست ها: 293
#1
تاریخ ارسال 20:53'1394/8/23
سلامدوستان ، این خاطره ام حدوداً به 14 سال پیش بر می گرده ، طبق معمول آخر هر هفته همه بچه ها و نوه ها خونه پدر بزرگ و مادربزرگم جمع می شدیم و ماشالله مادربزرگم که خیلی عاشق مهمونه ( هنوزم همینطوره ) از کجا تا کجا سفره می انداخت و همه مثل لشگر شکست خورده دور سفره می نشستن و خلاصه شلوغ و پلوغ.
یک بار که رفته بودیم اونجا من و خواهرم سر یک مسئله کوچک که الان یادم نمیاد چی بود با هم قهر بودیم پدربزرگم متوجه شد و اومد پیشمون و دائم ما رو می بوسید و می گفت قهر نباشین و پشت سر هم هی منو می بوسید هی خواهرمو ، برام خیلی عجیب بود پدربزرگم مثل همیشه نبود خیلی مهربون بود اما اون روز یک جور دیگه مهربون شده بود،
( ادامه صفحه بعد )
7.04امتیاز کل
مشاهده نتایج
کاربران امتیاز دهنده:

تصویر کاربری
ساجده
تصویر کاربری
مهندس خوش نیت
تصویر کاربری
سحر
تصویر کاربری
Narin
تصویر کاربری
biologist
تصویر کاربری
آفتاب گردون
تصویر کاربری
آکام
تصویر کاربری
سعید
تصویر کاربری
لیلا
تصویر کاربری
شبنم
تصویر کاربری
مهندس نسترنی
تصویر کاربری
مهندس جاویدی
تصویر کاربری
الناز
تصویر کاربری
شاپرک
تصویر کاربری
مشایخ
تصویر کاربری
رز
تصویر کاربری
محمد محمدی اصل
تصویر کاربری
گل مریم
تصویر کاربری
گل بهار
تصویر کاربری
جابر
تصویر کاربری
مهندس جلالی
تصویر کاربری
سانازی
تصویر کاربری
مختاری فر
تصویر کاربری
فاطمه نرگس * ث
تصویر کاربری
الناز
تصویر کاربری
الهام آریان

جهت ثبت امتیاز ، می‌بایست با کاربری خود وارد سایت شوید. ورود به باشگاه مشتریان

پاسخ به موضوع
نام :
ایمیل :
استان :
شهر :
تصویر کاربری
افزودن شکلک
افزودن تصویر
کد امنیتی»»
منوی محصولات

گفتگوی آنلاین