جواهربازارجستجو
منوی دسته‌بندی محصولات
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ
جواهربازار
051  38793275 - 8
0915 520 17 68
0919 95 22 958
خانه » پرسش و پاسخ کاربران » خاطره نویسی » تعریف نا بجا از بچه
کوپن تخفیف

تعریف نا بجا از بچه

بازدید : 181
کد موضوع :
31299
الناز
گلستان / گرگان
الناز
اولین خرید : 1393/2/9
پست ها: 25
#1
تاریخ ارسال 13:41'1394/9/18
اوایل ازدواج رفتیم خونه یکی از اقوام همسرم . یه پسر بچه داشتن به اسم ایلیا .
خانوم صاحبخونه به همسرم گفت ایلیا خیلی شما رو دوست داره . از عصری مدام میگه آخجون من مهمون مون رو خیلی دوست دارم . کلی باهاشون بازی میکنم امشب .
یهو ایلیا اومد گفت مامان من کی گفتم ؟
مامانش بنده خدا میگفت ایلیا گفتی پسرم یادت نیست
ایلیا میگفت اصلا هم نگفتم
خلاصه هیچی دیگه بنده خدا بحثو عوض کرد.
7.21امتیاز کل
مشاهده نتایج
این خاطره در تاریخ 1394/12/14 ساعت 18:00 برنده مسابقه مرحله‌ 17 شده است.
امتیاز این خاطره در زمان برنده شدن : 7.67
توجه : این خاطره دیگر در مراحل بعدی شرکت داده نمی‌شود.
کاربران امتیاز دهنده:

تصویر کاربری
مهندس نسترنی
تصویر کاربری
شاپرک
تصویر کاربری
مهندس خوش نیت
تصویر کاربری
ساجده
تصویر کاربری
مختار
تصویر کاربری
مهندس جاویدی
تصویر کاربری
آفتاب گردون
تصویر کاربری
گل مریم
تصویر کاربری
لیلا
تصویر کاربری
مهندس جلالی
تصویر کاربری
سحر
تصویر کاربری
سعید
تصویر کاربری
امیر اشرفی بیرگانی
تصویر کاربری
biologist
تصویر کاربری
گل بهار
تصویر کاربری
سانازی
تصویر کاربری
جابر
تصویر کاربری
alirezakh787
تصویر کاربری
شبنم
تصویر کاربری
رسول اسدی
تصویر کاربری
محبوب
تصویر کاربری
محمد صبور
تصویر کاربری
احمد اسدی
تصویر کاربری
الهام آریان
تصویر کاربری
الناز
تصویر کاربری
حمید
تصویر کاربری
ایمان مرادی
تصویر کاربری
فاطمه نرگس * ث
تصویر کاربری
مشایخ

جهت ثبت امتیاز ، می‌بایست با کاربری خود وارد سایت شوید. ورود به باشگاه مشتریان

پاسخ به موضوع
نام :
ایمیل :
استان :
شهر :
تصویر کاربری
افزودن شکلک
افزودن تصویر
کد امنیتی»»
منوی محصولات

گفتگوی آنلاین