جواهربازارجستجو
منوی دسته‌بندی محصولات
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ
جواهربازار
051  38793275 - 8
0915 520 17 68
0919 95 22 958
کوپن تخفیف

سنگ غیر قیمتی

بازدید : 146
کد موضوع :
32168
سعید
تهران / تهران
سعید
اولین خرید : 1394/4/8
پست ها: 365
#1
تاریخ ارسال 11:42'1394/10/25
مدرسه که میرفتیم آوردن توپ توی حیاط مدرسه به غیر از ساعتهای ورزش ممنوع بود و البته اگر هم نبود خیلی پول تو دست و بال بچه ها نبود که بخوان بخرنش و اگه هم بود به ریسکش نمی ارزید چون مدام خطر سوت شدن توپ به بیرون از مدرسه و پنچر شدن و غیره وجود داشت و بنابراین صرف نمی کرد.
پس به ناچار و بخاطر عشق شدید به فوتبال، با هر چیزی که دستمون می رسید از جمله تکه پاره ها و لاشه های توپهای منهدم شده و یا میوه کاج و یا حتی سنگ فوتبال بازی می کردیم. ناظمها هم که از دفتر نگاه میکردن فقط یه عده ای رو می دیدن که دارن الکی میدوند و به هوا لگد میزنند و احتمالا از اون فاصله مثلا سنگهایی که از اینطرف به اونطرف شوت میشدند رو نمی دیدند.
القصه یه روز زنگ آخر با یکی از رفقا با سیل خروشان بچه ها همراه شده بودیم که داشتن با شادی از در مدرسه خارج میشدن و رهسپار منزل بودن. طبق عادت گهگاهی، گفتیم قبل از رفتن یه دو تا پنالتی هم به همدیگه بزنیم و بعد بریم. گشتیم یه سنگ نسبتا بزرگ هم از توی باغچه مدرسه پیدا کردیم و رفیقم وایستاد تو دروازه و منم پشت توپ (سنگ) قرار گرفتم.
7.69امتیاز کل
مشاهده نتایج
این خاطره در تاریخ 1394/10/25 ساعت 18:00 برنده مسابقه مرحله‌ 10 شده است.
امتیاز این خاطره در زمان برنده شدن : 8.67
توجه : این خاطره دیگر در مراحل بعدی شرکت داده نمی‌شود.
کاربران امتیاز دهنده:

تصویر کاربری
مهندس خوش نیت
تصویر کاربری
حسین
تصویر کاربری
حمید
تصویر کاربری
ساجده
تصویر کاربری
سـکــــــوت
تصویر کاربری
مختار
تصویر کاربری
آفتاب گردون
تصویر کاربری
سانازی
تصویر کاربری
سعید
تصویر کاربری
biologist
تصویر کاربری
جابر
تصویر کاربری
شبنم
تصویر کاربری
محمد صبور
تصویر کاربری
الناز
تصویر کاربری
مشایخ
تصویر کاربری
فاطمه نرگس * ث

جهت ثبت امتیاز ، می‌بایست با کاربری خود وارد سایت شوید. ورود به باشگاه مشتریان

پاسخ به موضوع
نام :
ایمیل :
استان :
شهر :
تصویر کاربری
افزودن شکلک
افزودن تصویر
کد امنیتی»»
منوی محصولات

گفتگوی آنلاین