جواهربازارجستجو
منوی دسته‌بندی محصولات
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ
جواهربازار
051  38793275 - 8
0915 520 17 68
0919 95 22 958
کوپن تخفیف

فکر اشتباه کودکی

بازدید : 102
کد موضوع :
36210
فاطمه نرگس * ث
آذربایجان شرقی / هریس
فاطمه نرگس * ث
اولین خرید : 1395/1/12
پست ها: 115
#1
تاریخ ارسال 11:50'1395/1/25
« با نام خداوند یگانه ی متعال و با سلام خدمت همه ی بزگواران اجازه بفرمایید منم خاطره ای جالب از دوران کودکیم براتون تعریف کنم ،
خاطره ی من مربوط به دوران سوم یا چهارم دبستانمون هست.ما تو مدرسمون یه دختر هم سن و سالی داشتیم که به قولی به چشمون(من و دوستم زیبا)یه جور میومد، یه جور که می خواستیم کاری کنیم حرصش دربیاد و ناراحت بشه واقعا هم دست خودمون نبود.حالا از ما هم زرنگ تر هم نبود که این حسمون از حسادت کودکانه باشه ولی دلیلشم نمی دونستیم تا این که من و زیبا تصمیم گرفتیم یه کاری بکنیم.از مسیر مدرسه هم یه خونه رو نشون کرده بودیم تصمیممون این شد اون روز با اون دختره سه تایی برگردیم هر چند مسیر اون نبود ولی به خاطر اصرار ما اومد و گفت از اونجام می تونه بره خونشون.حالا زنگ مدرسه دراومد ما از مدرسه بر می گردیم که بین راه چند تا دروغ شاخدار به این دختر بیچاره می گیم مثلا می گفتیم ناهید(اسم دختره) ما یه خونه ای می شناسیم که هر کی بره اونجا بهش مروارید و طلا و چیزای با ارزش میدن.اون قدر گفتیم تا این که قبول کرد اونم بره .
6.22امتیاز کل
مشاهده نتایج
کاربران امتیاز دهنده:

تصویر کاربری
سعید
تصویر کاربری
biologist
تصویر کاربری
فاطمه نرگس * ث
تصویر کاربری
مشایخ
تصویر کاربری
الناز
تصویر کاربری
جابر
تصویر کاربری
محمدمهدی صادقی
تصویر کاربری
گل مریم
تصویر کاربری
مهندس نرم افزار

جهت ثبت امتیاز ، می‌بایست با کاربری خود وارد سایت شوید. ورود به باشگاه مشتریان

پاسخ به موضوع
نام :
ایمیل :
استان :
شهر :
تصویر کاربری
افزودن شکلک
افزودن تصویر
کد امنیتی»»
منوی محصولات

گفتگوی آنلاین