جواهربازارجستجو
منوی دسته‌بندی محصولات
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِینُ
جواهربازار جواهرات نقره ، سنگ‌های قیمتی و کالای لوکس
051  38793275 ~ 8
0915 520 17 68
کوپن تخفیف

قلقلک

بازدید : 106
کد موضوع :
40157
محمد صبور
خراسان رضوی / تربت حیدریه
محمد صبور
اولین خرید : 1391/7/4
پست ها: 11
#1
تاریخ ارسال 12:36'1395/9/18
این خاطره رو امروز یادم اومد.اززمان بچگیها و شیطونی ها.
یبار میخواستم یه نخ کاموایی وسط اتاق به دوتا دیوار بزنم .به حالتی که مثلا اتاق رو قسمت بندی کنم .
باخودم فکرکردم و دوتا میخ برداشتم و یه نخ کاموا بستم به میخ ها و شکل طناب درستش کردم
یه همچین بچه خلاقی بودم بنده!
بعد گفتم خب به کجا بزنم؟ چون چکش نداشتم/یه سر نخ رو بدون میخ وصل کردم به جالباسی که تو روی دیوار قرار داشت . یه سر دیگه رو؟ رفتم میخ رو فرو کردم تو پریز برق
بعد یه حس قلقلکی بهم دست داد داد زدم ا چرا اینطوری میکنی.قلقلک نده دیگه.فکرکردم کسی پشت سرم داره قلقلکم میده.
یهو دیدم چندنفر از اعضای خانواده پریدن سمت من .
منو بگو از برق نمردم از ترس جیغ اونا نزدیک بود سکته کنم شکلک شکلک
7.91امتیاز کل
مشاهده نتایج
این خاطره در تاریخ 1395/9/26 ساعت 18:00 برنده مسابقه مرحله‌ 58 شده است.
امتیاز این خاطره در زمان برنده شدن : 8
توجه : این خاطره دیگر در مراحل بعدی شرکت داده نمی‌شود.
کاربران امتیاز دهنده:

تصویر کاربری
محمد صبور
تصویر کاربری
سعید
تصویر کاربری
مهندس نسترنی
تصویر کاربری
مهرآوران
تصویر کاربری
جابر
تصویر کاربری
مرضیه اعتمادی
تصویر کاربری
ن محمدی
تصویر کاربری
محبوب
تصویر کاربری
مجتبی طاهری
تصویر کاربری
منتظرالمهدی(عج)
تصویر کاربری
محمد غفاری

جهت ثبت امتیاز ، می‌بایست با کاربری خود وارد سایت شوید. ورود به باشگاه مشتریان

پاسخ به موضوع
نام :
ایمیل :
استان :
شهر :
تصویر کاربری
افزودن شکلک
افزودن تصویر
کد امنیتی»»
منوی محصولات