آزمون رانندگی | جواهربازار کانال تلگرام جواهربازاراطلاع از تخفیف‌های روزانه و مشاهده محصولات در کانال تلگرام
جدیدترین محصولات
  1. خانه »
  2. پرسش و پاسخ »
  3. خاطره نویسی »
  4. آزمون رانندگی

آزمون رانندگی

جستجو دربین پرسش و پاسخ‌ها
کد موضوع30094
تصویر کاربری
#1ارسال '23:24 1394/8/14

ساجده افشار|تهران / تهران

پست‌ها 296
بعد از ثبت نام و گذراندن کلاس های تئوری و 18 جلسه آموزش عملی رانندگی با اینکه مربیم هنوز میگفت آماده امتحان شهری نیستم ولی بعد از امتحان نهایی کتبی که تمام 30 سوال را درست جواب داده بودم و اعتماد به نفسم بالا رفته بود دلمو به دریا زدمو همون روز رفتم برای امتحان شهر ، وقتی نوبت من شد با توسل به امیر المومنین که همیشه از ایشان مدد می گیرم شروع به کار کردم تو دلم گفتم یا علی دستاتونو بزارین روی دستام کمکم کن طوری رانندگی کردم که انگار چند ساله راننده ام بدون اشتباه دنده عقب سربالایی رفتمو پارک دوبل کردم با تسلط کامل دنده یک بعد می زدم دو و.افسر برگه قبولیمو دستم داد باورم نمیشد همون بار اول امتحان شهر قبول بشم. جالب تر اینکه مامور پست وقتی گواهینامه ام را آورد نمیدونم از کجا میدونست که بار اول امتحان شهر قبول شدم. یا علی.
تصویر کاربری
#2ارسال '14:8 1394/8/16

پریچهر آزاده دست|کرمانشاه / کرمانشاه

پست‌ها 13
بین خودمون باشه نام های سرورمون امیر بندگان خدا ,علـی (ع) گذر واژ ه های منه . و همیشه هم روزم رو با نام این جوانمرد آاز می کنم تا هرگز آنی یاد خدا از دلم بیرون نره :) پس خوب می دونم که شما در اون آزمایش چگونه با همراهی دستهای مهربانش با آرامش گذشتی؟امید در همه ی آزمایشها پشت و پناهتون باشه
تصویر کاربری
#3ارسال '16:57 1394/8/16

ساجده افشار|تهران / تهران

پست‌ها 296
سلام غزل خانم همینطوره که می فرمایید متشکرم. همچنین برای شما.
تصویر کاربری
#4ارسال '10:26 1394/8/17

مهندس نسترنی|مشاور / مدیر مالی

پست‌ها 1760
منم بار اول قبول شدم
سرهنگه میخواست منو هول کنه . تو خیابون شلوغ بهم گفت دور بزن منم با کمال آرامش!
هی با همون لحجه خشن ! میگفت یکم سریع تر . سریع تر دور بزن !
منم میگفتم چشم ! دارم انجام میدم ! اجازه بدید
یه نفر قبل از من بود . دستاش و پاهاش به شدت میلرزید . یعنی کاملا مشهود بود .
افسرها هم ببینن هول شدی و میلرزی سریع رد میکنن .
تصویر کاربری
#5ارسال '12:32 1395/10/28

آمنه حق پرست|مازندران / ساری

پست‌ها 15
تصویر کاربری
#6ارسال '11:40 1395/10/29

حسین نظردنیوی|تهران / تهران

پست‌ها 458
چه روزی بود روزی که رفتم آزمون رانندگی بدم! مثل صبح روز قیامت بود! هوا یه سوز ملایمی داشت. توی مسیر به سمت محل آزمون لحظه به لحظه به آزمون دهنده ها که به هم می پیوستیم اضافه میشد. همه داشتیم میرفتیم که تو صحرای محشری جمع بشیم که قرار بود افسر آزمون بیاد و نامه اعمالمونو دستمون بده.
از شانس من نفر اولی هم که باید پشت فرمون می نشست و اسمش خونده شد من بودم!
شب قبل هم کلی راز و نیاز و نذر هم کرده بودم.
اتفاقا افسر آزمون هم یه خانمی بود که با شروع حرکت هم به فریاد یه ایرادی ازم گرفت که من در جهت اصلاحش کوشیدم در حالیکه هیچی نگفتم و فقط جلومو نگاه میکردم. یه پارک دوبل هم گفت که انجام بدم و شکر خدا درست از آب دراومد. ناگفته نماند که اولا خدا لطف خاصی بهم داشت و خود افسر هم احتمالا بخاطر اون دادی که زده بود کمی عذاب وجدان گرفته بود و در امر پارک تا حدودی میخواست کمک و راهنمایی کنه با آینه بغل سمت خودش. هرچند من اصلا هیچی نمی دیدم انگار!
فقط فهمیدم که گویا این ماشینهای آزمون مال خودشونه و خب دوست ندارن که آزمون دهنده به در و دیوار و جدول بزنتشون. رو این حساب وقتی گفت خب بسه دیگه عقبتر نرو ، فقط همینو تونستم بشنوم.
باورم نمیشد تموم شده باشه و قبول هم شده باشم. فکر هم میکنم چون نفر اول بودم و افسر هم پر انرژی و بدون اعصاب خورد شده بود، تو قبول شدنم بی تاثیر نبود. تو اون لحظه شاید هیبت مظلومانه تری هم پیدا کرده بودم و بالاخره جمیع جامع عوامل دست به دست هم داد و جان به در بردم!
حالا از من پر استرستر اونایی بودن که در صف آزمون ایستاده بودن و وقتی برگشتم ازم پرسیدن چی شد و وقتی فهمیدن قبول شدن غریو شادیشون فضا رو پر کرد! از من شادتر بودن!
ولی هر وقت یاد اون روز میفتم غصه ام میشه با حزنی عجیب.
واقعا این روز قیامت هم عجب روز سخت و پر اضطرابیه.

تصویر کاربری
#7ارسال '12:37 1395/10/29

مهندس نسترنی|مشاور / مدیر مالی

پست‌ها 1760
آقا سعید خاطره تون به تنهایی یه خاطره جامع و کامل بود !
من الان یک سال و دو سه ماهه از اعتبار گواهینامه ام گذشته! تازه رفتیم اقدام کردیم واسه تمدید !
نگران این بودم که از آخر نیاز به تست مجدد پیدا کنم واسه این اتمام اعتبار طولانی
تصویر کاربری
#8ارسال '15:44 1395/10/29

حسین نظردنیوی|تهران / تهران

پست‌ها 458
اولش فکر کردم بصورت مجزا خاطره رو ثبت کنم ولی بعد فکر کردم که مهم اینه که یه خنده ای به همراه داشته باشه (اگه البته خنده دار باشه) یا بالاخره یه تجربه ای به اشتراک گذاشته بشه. دیگه چی از این بهنر و بالاتر؟ که اگه این ختطرات حتی جایزه هم نداشته باشه بازم ازش استقبال میشه و ایده خوبیه.
توی این دوره زمونه و در کشور عزیزمون هم البته رانندگی کار پر ریسکی هست و بدون گواهینامه معتبر که اصلا خیلی کار خطرناکیه و بدون بیمه هم که باشیم بازم خطرناکتره.
الان که بحث ماشینهای لوکس و گرانقیمت خارجی هم که مطرح شده و اینکه اگر فقط با اینه بغلش خدای نکرده برخوردی ایجاد بشه باید انگار مبلغ بسیار کلانی هم از جیبمان پرداخت کنیم و حتی داشتن بیمه هم گویا افاقه خاصی نمیکنه. و تازه بعدش هم صاحب ماشین حتی میتونه بره شکایت کنه برای افت قیمتی که برای ماشینش پیش اومده!
خلاصه اینکه الان وجود این ماشینهای لوکس اشرافی هم به سایر معضلهای ملت اضافه شده! واقعا الان بقیه چه گناهی کردن که یه عده معدودی تصمیم میگیرن ماشینهای انچنانی سوار بشن؟! تصادف پیش میاد دیگه.
بنظرم ادم پیاده بره اینور اونور دیگه خطر و استرسش کمتره. قربون خدا و نعمتهاش. سلامت باشید.
تصویر کاربری
#9ارسال '15:53 1395/10/29

مهندس نسترنی|مشاور / مدیر مالی

پست‌ها 1760
دقیقا ، این موضوع تو اخبار سراری هم در ظاهر رفع ولی در حقیقت همچنان به عنوان یک مشکل خودنمایی میکنه !

ارسال پاسخ

افزودن شکلکافزودن تصویر
کد امنیتی»»
گفتگوی آنلاین
سبد خریدثبت فاکتورE