جوگیر شدن من | جواهربازار کانال تلگرام جواهربازاراطلاع از تخفیف‌های روزانه و مشاهده محصولات در کانال تلگرام
جدیدترین محصولات
  1. خانه »
  2. پرسش و پاسخ »
  3. خاطره نویسی »
  4. جوگیر شدن من

جوگیر شدن من

جستجو دربین پرسش و پاسخ‌ها
کد موضوع40534
تصویر کاربری
#1ارسال '11:46 1395/10/16

آمنه حق پرست|مازندران / ساری

پست‌ها 15
زمان مدرسه بعضی روزها درس میخوندم که این مواقع خیلی هم خوب میخوندم

یه روز از همون روزهایی که شانسی خیلی خوب درس رو خونده بودم ، معلم صدام کرد و هر چی هم میپرسید مثل بلبل جواب میدادم !
خانم معلم هم باهام مهربون شده بود ، منم ذوق فراوان

هی هر چقدر مهربون تر میشد و تشویقم میکرد و لبخند میزد ، یه قدم به میزش نزدیک تر میشدم
از اون دانش آموزهایی بودم که موقع درس جواب دادن خیلی حرکت داشتم و اصطلاحا وول میخوردم !
دیگه معلم هی به به و احسنت و آفرین و لبخند . منم کم کم رسیده بودم به میزش: ))

یکهو معلم گفت خب حالا ازت تعریف کردم ، انقدر صمیمی نشو دستتو از رو شونم بردار .

اصلا حواسم نبود کی و چطوری از وسط کلاس رسیده بودم به شونه ی معلم

خود معلم با دیدن چهره ی گیج من ، غش کرده بود از خنده و تا آخر کلاس هم میخندید
اونجا بود که فهمیدم خیلی جوگیرم

ارسال پاسخ

افزودن شکلکافزودن تصویر
captcha»»
گفتگوی آنلاین
سبد خریدثبت فاکتورE